السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

491

تفسير الميزان ( فارسي )

اقتحام عقبه است ، نه خود عقبه ، پس بايد مضافى در اينجا حذف شده باشد ، كه ضميرى به آن برگردد ، و خلاصه تقدير كلام « و ما ادريك ما اقتحام العقبه ، هو - اى الاقتحام - فك رقبه - و تو نمىدانى اقتحام عقبه چيست ، آن - يعنى اقتحام عقبه - عبارت از بنده آزاد كردن است » مىباشد . و تفسير كردن « عقبه » به * ( « فَكُّ رَقَبَةٍ » ) * و « اطعام در روز قحطى » جنبه مثال دارد ، نه اينكه عقبه تنها اين دو باشد ، بلكه اين دو به خاطر اهميتى كه دارد اختصاص به ذكر يافته ، هم چنان كه ذكر فك رقبه قبل از آن ديگرى ، باز به خاطر مهمتر بودن آن بوده ، چون خداى تعالى به اين عمل خير عنايت بيشترى دارد . * ( « أَوْ إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ يَتِيماً ذا مَقْرَبَةٍ أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍ » ) * كلمه « مسغبة » به معناى گرسنگى و قحطى است ، و كلمه « مقربة » به معناى قرابت نسبى است ، و كلمه « متربة » از ماده « تراب » ( خاك ) گرفته شده و معنايش خاكنشينى از شدت فقر است . و معناى آيه اين است كه : انسان مورد بحث به هيچ عقبه اى قدم ننهاد ، نه بنده اى آزاد كرد ، و نه در روز قحطى طعامى داد ، نه به يتيمى خويشاوند ، و نه به مسكينى خاكنشين . * ( « ثُمَّ كانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَواصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَواصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ » ) * كلمه « مرحمة » مصدر ميمى از ماده رحمت است ، و كلمه « تواصوا » از مصدر « تواصى » است ، و « تواصى به صبر » سفارش كردن اين به آن و آن به اين به صبر كردن در برابر اطاعت خدا است ، و نيز سفارش كردن يكديگر به ترحم كردن بر افراد فقير و مسكين است . و جمله * ( « ثُمَّ كانَ . . . » ) * عطف است بر جمله « اقتحم » ، و تقدير كلام « فلا اقتحم العقبة و لا كان من الذين امنوا . . . - نه در عقبه اى قدم نهاد ، و نه از كسانى بود كه ايمان آوردند . . . » است ، و مفسرين ديگر در باره اين جمله و اينكه به كجا عطف مىشود سخنان بىفايده اى گفته‌اند كه به همين جهت از نقلش خوددارى مىشود . * ( « أُولئِكَ أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ » ) * كلمه « ميمنة » از ماده يمن ، ضد شوم است ، و اشاره « اولئك » به كسانى است كه سياق آيات قبل بر آنان دلالت دارد . و معناى آيه اين است كه : اينان كه به هر عقبه دشوارى قدم نهادند ، و از كسانى بودند كه به خدا ايمان آورده ، يكديگر را به صبر و مرحمت سفارش كردند ، مردمى صاحب يمن و شگونند ، و ايمان و اعمال صالحى كه از پيش براى آخرت خود مىفرستند چيزى به جز شگون و مباركى و زيبا و مرضى نمىدانند .